هان يادم آمد
كه چرا زود به جوش آمدم از عمق وجود
من چرا لال نگشتم
و چرا كور نبودم
و چرا كر نشدم
لال نگشتم كه بگويم سخني
از دل بيچاره
چرا زود
ببنديم به هم غيبت و تهمت
و برانيم گزاف از دهن خود
و بباريم آتش
به دل هر كه درون قفس خود تنهاست
تو چرا تنهايي ؟
با توام بيچاره
او گنه كرده تو را هيچ نباشد حاصل
تو ره منزل خود گير
گفتن عيب دگر عيب بود بيچاره
من ببينم اينجا
هر چه خوبي و بدي هست
و يا نيست
و شايد باشد
و چرا صورت ما در نظر است
در نهان سيرت من پيداتر
و چرا هر كه به صورت ريشي
و به دستش تسبيح
شود او مرد خدايي اينجا
من كه تسبيح به اعضاي وجودم جاريست
ريشه دادم به گل و پنجره ها
همه اركان نمازم پيداست
نيّتم مثل پرنده است
سكوتم آبي است
و نگاهم درياست
من چرا مرد خدا نيستم اينجا
بعد از اين ديدن و گفتن
شنوم هر سخني را كه بگويند مرا
بزنندم طعنه
كه چرا گفتي و گويي
شنوم من شنوم
من كه گوشم
به صداي نفس باد صبا زنده شده
من كه دائم شنوم حمد خدا
گذرم از بر هر حور و پري
كه جز از حمد خدا هيچ نگويند مرا
پس چرا مرد خدا طعن زند
شكوه كند
خرده بگيرد از من
خدايا
منم اينجا كه بخواهم دادي
من نخواهم دگران اسم نهندم
كه پسر
مرد خدا باش
خدا بين و خدا خواه و خدا جوي
اگر راست نمايند
چرا در دل خود غير تو دارند
چرا بر لب خود ذكر تو دارند
ولي غير تو خواهند
خدايا
من نگويم كه منم بهتر از اين خلق
كه آگاهي از اين سر درونم
كه چه كردم و كنم تا به ابد
تو مرا نامي ده
تو بگو مرد تو باشم
كه هر آن كس كه تو دادي نامي
نتوانند همه نام ستانند از او
تو مرا نام نهادي بنده
تو به من روح دميدي
تو مرا ارج نهادي
هر چه دارم از توست
چه نيازي به كس است
چه نيازي به تملّق ز خلايق
من چرا خم شوم از بهر دگر
و صدايي آمد
آري آري
من تو را در بر خود جا دادم
نفس پاك تو از آن من است
همه ي پنجره ها باز شود رو به دلت
و دلت رو به من است
پس مخور غم
و نخواه از كس نام
كه شود ننگ بر مرد خدا
نام نهندش مردم
كه تويي مرد خدا
و چه شيرين بود از عمق وجودم جاري
شربت و شهد و شكر
پس تو هم گوش بده
دگر از صورت اينان بگذر
گره زن خود به نهان ها
كه ببيني نفس حق جاريست
و همه سبز در آيين خدايند
همه روي به سويش
همه مسجود به كويش
همه خندان ز سبويش
و در آخر
همه شاكر
(هيربد )
.....................................
خواهش دارم
برداشتي در مورد كسي نكنيد
ما نبايد مثل ديگران باشيم
كه از روي چهره قضاوت مي كنند
براي سلامتي خودت