تبليغاتX
خدانگهدار - یادگار
همیشه نیستیم

 

روزها بیهوده از پی هم می گذرند و نشانی از خود نمیگذارند. ولی ای آخرین رویای عشق! هیچ چیز خیال روی ترا از جان من دور نمی تواند کرد.

سالهای عمرم به شتاب گذشتند و من اینک چون درختی که بر خزان برگهای پژمرده خویش مینگرد، آنها را درقفای خود می بینم.

تصویر جمال تو، که اینک بزیور حسرت آراسته است، پیوسته با همان جوانی و طراوت، در آئینه دلم میدرخشد؛ زیرا که خیال روی تو نیز چون روح از دستبرد زمان برکنار است.

تو هرگز از پیش چشمم دور نگشته ای. از همان دمی که دیده جان بینم دیگر ترا روی زمین ندید ناگهان در آسمانهایت مشاهده کردم. هنوز هم ترا بزیبائی آنروزی که با سپیده دم بمنزلگاه سپهری خویش پریدی در آسمانها میبینم.

آن روی زیبا و دلاویز و پاک در آنجا هم ترا ترک نگفته است، و آن چشمان قشنگی که فروغ عمرت در آنها خاموش گشت هنوز هم از عالم بالا میدرخشند.

هنوز هم نفس باد صبا چو عاشق مفتونی دست در گیسوان تو دارد و چین و شکن های آن آبنوس در هم بافته را در سیماب سینه ات فرو میریزد. هنوز هم نقاب لرزان گیسوانت بر لطف جمال تو میافزاید و روی زیبای ترا چون فجری که سر از حجاب سحر گاهی برکشیده است جلوه گر میسازد.

خورشید سپهری همه روز طلوع و غروب میکند، اما آفتاب عشق مرا غروبی نیست و تو پیوسته در آسمان جانم میدرخشی.

در زمین و آسمان روی ترا می بینم و آوای ترا میشنوم. آب عکس جمال ترا منعکس میسازد و باد صبا صدای ترا بگوشم میرساند.

شبانگاه که زمین در خوابست، اگر ناله باد برخیزد گوئی که تو در گوشم کلمات قدسی فرو میخوانی. چون در این اخگران پراکنده که بر چادر قیرگون شب پاشیده اند مینگرم، زیبا ترین آنها را آئینه روی تو می پندارم، و هر گه که نسیم صبا از عطر گلم سر مست میکند، گوئی نفس مشک آگین ترا بمشام جانم میرساند.

هنگامیکه اندوهگین و غریب، تسلی خاطر را، نهانی پیش محرابی بدعا می نشینم، دست تست که سرشک از رخم پاک میکند.

چون به خواب میروم تو در تاریکی نگرانی و فرشته وار بالهایت را بر سر من گسترده ای. تو سرچشمه تمام خوابهای منی و ازینروی خوابهای من همگی چون نظره روح شیرین و ملایم است.

ای نیمه آسمانی جان من! اگر هنگامی که بخواب رفته ام با سر انگشت خود رشته عمرم را بگسلی بار دیگر در آغوش تو چشم خواهم گشود.

اروح من و تو، مانند دو فروغ سحرگاهی یا دو نغمه جانسوز که در هم آمیزد یکی بیش نیستند، ولی من هنوز در آتش حسرت میسوزم!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |