تبليغاتX
خدانگهدار - دلبر من
همیشه نیستیم

 

دلبر من زیباست اما جفای وی از جمالش کمتر نیست. در دیدگان وی نور آفتاب میدرخشد، ولی پیشانی او زیر گیسوان سیاهش تیرگی گرفته پر آژ نگ و گره خورده است. در شکر خنده اش امید حیات جاودان و در نازش حرمان ابدی نهفته است. قهرش ازحنظل تلختر و لطفش از شهد شیرینتر است. دوشیزه ای محجوب است که هر دم از کوچکترین اشارتی سرخ میشود. خداوند آن پاهای ظریف را برای تفرج در مرغزار عشق و جوانی آفریده و وی را برای آنکه مورد تحسین و اعجاب صاحب نظران باشد خلق فرموده و چنین مقدر ساخته است که در این جهان مایه پرستش و در عالم بالا خلوت نشین بارگاه قدس باشد. زیبائی و عفاف که از دشمنان قدیمند در چهره وی بیکدیگر دست دوستی داده و در کنار هم آرامش یافته اند و اگر رحم را نیز با آن دو سازگاری بود و او نیز در آن دل مقامی داشت هرگز کسی شکوه های دل دردمند مرا نمی شنید.

زیرا زیبائی و نامهربانی آن مایه ناز طبع خفته مرا بیدار ساخته راز درون مرا پیش جهانی گشاده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |