تبليغاتX
خدانگهدار
همیشه نیستیم

 

خسته شدم از این همه نسیه

در پسانترهاي ذهنم به دنبال تو مي گشتم و تو را يافتم كه يك سر بودي و هزاران سودا ، مشغول در مشغوليت خويش ومبهوت در شولاي ديگران و گوش به صداي آوازي بلند و پر خش ، نوش ميكردي شهد شيرين تنهايي را و ديگران را محروم گذاردي از شيريني شكر شيرين سخنان و طعام سحر گاهي و افطاري رطبين .

به اين طرف ذهن قدم گذاردم وآن طرف ترها را به گذر زمان سپردم و هاون را ذكري دادم تا آب بكوبد و شاد باشد .

 ذهنم ماسيده و آماسيده

چقدر فرق است بين ديدن و شنيدن

چقدر فرق است بين بودن و باشد

چقدر فرق است بين اين و آن

چقدر فرق است بين مربع تو و مربع من

گوارايي تو پاك است و مدام ومي من يك پيك بيشتر نيست

تو به هيچ ميخري و من به هزار نمي فروشم

تودنيايي از كلاف سر در گم به نگاهي باز مي كني

 و من دنياي باز را به نگاهم سر در گم

ديگر پاهايم نا ندارند كه مرا ياري كنند

دستهايم به من ميخندند

ذهنم مرا ترك كرده است

و خودم حيران مانده ام

مرا رها كن از اين قيد تنهايي و در بند خود گير

قسم به تو كه ديگر تاب تاب خوردن ندارم

من سر شار از انرژي تو هستم و شاد و خندان بيا و اين قدح بي لياقتي از دستم بگير و خمره اي ده كه بويش شامه ام را بكشد و نوشيدنش قلبم را بسوزاند ، غزلي برايم بخوان كه غزل ها نام خود از ياد برند ، آنقدر مستم كن كه ديگر تفاوتي نبينم ، بين من و من ديگران و هر مني كه باشد .

اگر ديوانه تر از اين ميخواهي بايد قدري صبر پيشه كني تا ريشه از خاك برون آيد و تيشه به دست گيرد ، قطع كند اين ساقه خشكيده و ترك خورده را كه جز سوزاندن حاصلي ندارد .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

از گذشته تا به حال زوجهاي زيادي با هم زندگي كردند ولي نام اندكي از اونها به عنوان زوجهاي موفق و طلايي در تاريخ ذكر شده .

ذكر شده نه به خاطر اينكه خيلي زيبا بودند يا كار عجيب و غريب انجام مي دادند كه موفق بودند .

خارجي يا ايراني فرقي نمي كنه ، مهم اينه كه انسان بودند ، انسان هايي محترم براي همه .

چيزي كه باعث اين امر شده ، نوع نگرش اونها به زندگي و عمل به اخلاقيات بوده .

براي هر كسي و گروهي اخلاقيات مشخصه و چيزهاي ثابتي بوده و اضافه و كم شده .

همه از دروغ و ريا متنفر هستند و دوست دارند در اطرافشون آدمهاي با اخلاق باشند .

اونها آمدند و رفتند و كارهايي كه بايد انجام ميدادند رو به خوبي انجام دادند

حالا نوبت ماست

اينكه امروز سالروز ازدواج حضرت علي (ع ) و بانو حضرت زهرا (س) بوده با اهميت هست نه براي اينكه روز ازدواجه و جشنه و بزن و برقصه كه البته اينم ميتونه باشه ولي مهمتر اينه كه ببيني دست آورد زندگي اين دو انسان در حد اعلا كجاست .

چقدر در مورد زندگي اين زوج جوان ميدونيم ؟

خاك بر سرمون ( خودم رو ميگم ) خاك بر سرم

فقط بلديم گريه كنيم و عزاداري

چقدر به فكر فرو رفتيد كه اين دو زوج كه هر دو براي ما نمونه بارز موفقيت بايد باشند در زندگي شخصي چگونه بودند .

چرا هر وقت از حضرت زهرا (س) اسم برده ميشه ما بايد حس ترحم كنيم كه ....

چرا حس افتخار نكنيم و ناراحت از دست دادن بشيم

اونها نبودند كه حس ترحم رو برانگيخته كنند ، اونها حضور داشتند و دارند كه عزت خودمون رو درك كنيم .

چرا هر وقت اسم اين بانو آورده ميشه بايد گريه كرد

قبول دارم سختي خيلي بوده

ولي اونهايي كه فراتر از اينها ميبينيدو فكر مي كنيد

يه سوال دارم .

آيا آن كساني كه اونقدر به خانواده اهميت مي دادند و خوش رفتاري رو به همه تاكيد مي كردند و سفارش به همراهي خانواده داشتند در زندگي شخصي عمل نمي كردند ؟

چرا با ما كاري كردند كه بايد به فكر شب قدر باشيم كه كي مي رسه

آن وقت كه قدر بدوني قدره

آره لالايي بلدم و لي خوابم نمي بره

براي شما ميخونم شايد خوابتون برد

بهتر بشناسيم تا احساس افتخار كنيم نه اينكه از اين همه جواهر درخشان فراري باشيم

تبريك ميگم به همه زوج هايي كه يك شدند و همه يك هايي كه زوج شدند

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

چقدر سخت میگذره

ولی

میگذره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

 

چه کسی میتونه ادعا کنه که دارای ثبات فکری هست ؟

و چه کسی میتونه به دیگران بگه که ثبات فکری ندارند ؟

من که مشغول کاوش در افکار دیگران هستم تا به حال چه قدر در افکار خودم خیره شدم و تونستم به یک ثبات برسم .

حتما میگی زیاد

بله از وجناتت پیداست

از ثبات و کاویدن ذهن دیگران بگذریم

تا حالا چقدر دیگران رو در تصمیم گیری کمک کردید ؟

تا به حال چاقو دست دوستتون دادید که تصمیمش رو بکشه ؟

شما در کشتن تصمیم و فکر دیگران چقدر مهارت دارید ؟

در مسیحایی بودن نفستون برای تصمیمهای مرده چه کار کردید ؟

من جوان پر مدعایی بودم و فکر داشتم که نفسم میتونه کار کوچکی بکنه

نه که مسیح باشه ولی کمکهای اولیه رو بلد بود.

جای دیگران تصمیم نمی گیرم

شاید یکی دو بار بوده ولی تصمیم کلان نبوده

میتونستم به دیگران کمک کنم ولی خیلی کم این کار رو انجام دادم

چند بار هم رای دوستام رو زدم که یه تصمیمی رو نگیرن

مثلا میخواستن منو بندازن تو حوض میدون من تصمیمشون رو عوض کردم

میدونید دوستان !

سخت ترین نقطه اونجایی میتونه باشه که تصمیم شما روی زمین بمونه

پس کاری کنیم که دیگران هم تصمیم بگیرن

به امید روزی که همه بتونیم تصمیم های خوب بگیریم

خودمونیم من که اصلا ثبات فکری ندارم

شما چی ؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

در دوران هر امام میبینیم که نقطه مقابل آنها به روشهای گوناگون وارد عمل می شدند

در زمان امام محمد تقی(ع) از در ظاهر سازی وارد شدند

خیلی سخته در این زمان  که مشغول ظاهر هستند مردم رو به مسیر درست کشاند

یه سوال اینجاست که چرا از امام تقی روایات کمی است

خوب در این زمانی که ظاهر سازی داشت با تبر تیشه به ریشه می زد نقل روایات بدون سند و کذب زیاد میشه

امام در صدد آموزش راههایی برای مقابله با این امور بر آمده بود

س میبینیم که فقط این نبوده که حرف باشه

کار عملی و سختی کشیدن و زندان های سخت و زیاد هم بوده

خوب این کارها برای چیه ؟

اونها که احتیاجی نداشتند

اونها برای انجام وظیفه و انجام عهد این کارها رو انجام میدادند

با خدا عهد بستند و برای همینه که از بین این همه آدم

امامان ما سر آمدند

عهد و پیمان بود که این جایگاه رو درست کرد به همراه چیزهای دیگه

روز شهادت امام تقی روزی بود که عهد و پیمان به نقطه اوج رسید

ما هم در این روز عهد ببندیم

انجام وظیفه در کارها برای خدمت به مردم (خدا)

مسیری که خدا تعیین کرده

خدا همین روبروست

همین جا

دستانت را باز کن

و عهدت را ببند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

آب

بابا

نان

کودک هنوز کودک است

کوچه

مدرسه

دوستی

دیگر کودک کودکی نمی کند

کار 

اجتماع

جوی آب

دیگر جانی در بدن نیست

مرگ

خاک

و نگاههایی نا باورانه هست

تولدی دوباره

خدا

من

اعمال

کودکی که دیگر خاک بازی نمی کند

من

اعضایم

و تو

دیگر نمی توانیم جدال کنی

پرونده

ورقهای کاهی

عکس های رنگی

کاش میکرو فیلم خواهش هایم هم باشد

شرمندگی

سربلندی

امید

کاش بیشتر تلاش میکردم

کمک

دوستی

خلق خدا

کاش بیشتر به مردم خدمت میکردم

دستهایم خالی تر از همیشه است

و پاهایم برهنه

سینه ستبر زمان را خواهم درید

و بیرون می کشم

سعادت را

با کمک به خلق خدا و اخلاق نیکو

اینو جدی بگیرید

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

بعضی وقتها سعی می کنی چیزی رو عوض کنی

ولی خودت عوض میشی

بعضی وقتها سعی می کنی که خوبی کنی

ولی به تو خوبی می کنن

بعضی وقتها میخوای به لب دیگران خنده هدیه کنی

به لبت گرماقرض میدن

بعضی وقتها میخوای درد رو از دیگران بگیری

دردت رو از بدنت خارج می کنن

بعضی وقتها دوست داری بهش فکر کنی

ولی اون نمی تونه بهت فکر نکنه

بعضی وقتها گریه تو دردش میگیره

اون براش مرحم پیدا می کنه

بعضی وقتها حوصله خودت رو هم نداری

همه رو میبینی غیر از خودت

بعضی وقتها دوست داری این اسب تازی رو اونقدر بچرونی که از نفس بی افته و توی آغوشت آروم بگیره

اما چمنزاری نیست

بعضی وقتها صدات در نمی آد

ولی صدای تو رو در می آرن

بعضی وقتها بهش میگی دوست دارم

مثل اینکه بع بع میکنی

ببین گوسفند همسایه علف می خواد

بعضی وقتها احساس می کنی که دستت سرد شده

میخوای با نفست گرمش کنی

با بازدم خجالتش میدی

اما دستت یخ زده

و همین طور نگاهت

فقط میخوای چشمهات رو ببندی و گرما بخوری

الان دیگه بعضی وقتها نیست

الان زمانیه که من در اون هستم

چشمام رو میبندم تا از خودم نا امید نشم

نه زشتی و زیبایی

نه من که دارم میمیرم

و کسی نیست که تب کرده باشد

زیاد جدی نگیرید

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

عاجزانه میخوام که برداشت فکری نکنید

فقط بخوانید و نظر دلی بدهید

و گاهی به پایان نزدیک میشویم

مهم نیست که پایان است

نه مهم است

مهمتر این است که برای تو پایان است

مهم این است که خوبی بی معنی است

خوب بودن سودی ندارد

اشکال خوبی را نمی شناسند

و ما هم نمی شناسیم

خوب یا بد

مسئله این نیست

مسئله این است که چه برای عرضه داری

حال خودتان بیابید

زیبایی

تحصیلات

مال

مقام . . . . . . .

اشکال زیبا که بتواند چشم نابینا را بینا کند

کدام است

به نظر شما خوب بودن چشمی را بینا میکند

کجای کار اشتباه است

اگر مسیح بود در پی این اشکال بود

موسی چه شکلی تصور می کرد

خدایا

اشکالت کجاست

رو برگردانده ای که مرا نبینی

عیبی ندارد

ولی دیگر برایم زمزمه نکن

که خوبی به دردت میخورد

شکل مناسبی است

محترم هستی

با من باش و پادشاهی کن

بی من هر چه خواهی کن

خودت این را قبول داری

البته که میگویی آری

اگر میخواهی سنگم کنی زحمت نکش

من سنگ شده ام

سنگ تر از آنچه میخواهی کنی

سنگین تر از آنچه هست

ولی دستت را از سرم بر ندار

کسی را غیر تو ندارم

اگر مرا ببری لطفی بزرگ در حقم کردی

مرا ببین

نگاه کن

بیش از این شود آن ملعون پیروز می شود

این را نمی خواهم و نمی خواهی

پس بگیر تا چیزی نباشد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |